یک تف سرخ

می شود به وگاس رفت بی آنکه به آن خیابان معروف پا گذاشت. این بار اگر از آن طرف ها رفتید کفش های صحراپیمایی اتان را هم همراه ببرید و سری به “صخره سرخ “ بزنید. یک پارک تفریحی با صفا – باصفا در ابعاد بچه بیابانی نه بچه جنگلی- که گل سرسبدش یک صحره بزرگ سرخ است. ملت از سر صبح از سر و کولش می روند بالا. انگار خدا یک تف گنده سرخ پرملات انداخته باشد وسط صحرا.
جای قشنگی است .

3 حاشیه to “یک تف سرخ”

  1. پیمان:

    مریم جان سلام
    کفتم سال عوض شده یه سلامی کرده باشیم.
    مزاحم نمی شم
    شما به کارت برس.

  2. سايه:

    بعد از مدتها آمدم.من هم امسال براي اولين بار يكي از عزيزانم ازم دور بود.اين جاي خالي بد چيزي است.گاهي كه خودم را جاي شما ها در آن سوي دنيا مي گذارم….نه.ميدانم به آزاديش مي ارزد .شايد.

  3. مسعود:

    ببخشید این اینانا کیه؟ چیه؟
    فکر کنم اینا اونا بوده بعد شده اینانا.
    ولی هر چی که هست وبودست از
    سه تا ا تشکیل شده واین معنای خوبی
    می تونه داشته باشه…..

حاشیه بزنید