عرق

هوا گرم و خشک است. بی هیچ تحرکی خیس عرقم. مخم هم. مخم شروع کرده به عرق ریزی.
پس آیا همه آن درد بی درمان از یخ بود؟

6 حاشیه to “عرق”

  1. مازیار:

    آخه اینم شد وبلاگ که شما داری ؟ نه عکسی نه مکسی ! نه چیزی . کمی از آدمهای آنجا بنویس کمی از روزنامه های آنجا از تفاوتهای جامعه آمریکا با ایران . آخه امروز هوا گرم بود دیروز هوا سرد بود و لابد فردا هوا خنک است هم شد پست ؟

  2. Anonymous:

    بله.از يخ بود.

  3. سايه:

    بله.از يخ بود.

  4. میعادرلجن:

    اومدم بگم من گاهی وقتا که درگیر فکر کردن و این جور کارام، یه چیزایی گوشه چشمم، درست مثل موجوداتی که تو عکس بالای این صفحه اس می بینم. فکر می کردم به خاطر دیدن این چیزا، آدم خاصیم.
    فقط می دونم وقتی عرق می کنم اونا رو نمی بینم.

  5. سروش:

    راستش اون موقع که تورونتو بودین و یخ بود بیشتر می نوشتین تا الان! ما که همش منتظریم!

  6. لیلا:

    خانمی همه حرفاتو می خونم و دوست دارم . خیلی .ولی نمی دونم چرا از شوهرت به نام آقاهه نام می بری . ارزشش بیشتر از اینهاست . مطمئن باش .

حاشیه بزنید