بایگانی ‘نمک و فلفل و زردچوبه’

آرزو

Sunday, January 11th, 2009

می دانید دلم چه می خواهد؟
یک فیلمی یا داستانی که در آن یک دو خانواده ایرانی دور هم سر میز نهار یا شام بنشینند و غذا بخورند و حرف بزنند و و بخندند. یک سکانس چهار دقیقه ای ، یک صحنه دو صفحه ای. فقط لطفا تمیز و پالوده و اصل جنس باشد. ادا نباشد. راست باشد.یکی از این ور میز ظرف سبزی خوردن را به دست آن دیگری در آن سوی میز برساند. مادربزرگی سر یک کفگیر پلوی اضافه با نوه چانه بزند. یک پدری سر شل و سفتی ماست غر خفیف بزند.یک بچه سختگیر درباره گوشت قورمه سبزی سوال های شطینت آمیز بپرسد. یک مامانی درباره تربچه های سبز خوردن داستان دور درازی بگوید که قهرمان اصلی اش سبزی فروش محله است.دیگری همان طور که نان را پاره می کند نشانی نانوایی اش را بپرسد. تکه ای به بغل دستی تعارف کند و توصیه کند که حتما این نان را قاتق خورشتت کن. نان خوبی است….
و ترجیع بند صدایی که هی میگوید:”بفرمایید . سرد میشه”

سراغ دارید؟ جایی دیده اید یا خوانده اید؟

آب نبات قیچی هالووین

Thursday, October 30th, 2008

اگر مثل من در محله ای زندگی می کنید که پر از بچه است و خیال هم ندارید فردا شب از خانه بیرون بروید و بنابراین باید از سر غروب پشت در خبردار بایستید برای استقبال از ارواح کوچک شبانه که برای ترساندنتان سر می رسند،
یادتان باشد که هله هوله های مناسب تهیه کنید و به بچه های مردم آشغال های چینی ندهید.
این وبسایت هله هوله های مناسب را معرفی کرده است. همه نوعی هم تویش هست. فکر می کنید رتبه اول از کدام است؟ کیت کت!
من هم یکی را بهش اضافه می کنم. اگر این شرکت ترشین که لواشک درست می کند یک همتی کند و یک سری لواشک هایش را برای انگلیسی زبان ها بسته بندی کند آدم می تواند جزو تریک ها به بچه ها بدهد و هله هوله سالمی هم هست. اشکال اینجاست که چون بسته بندی هایش به زبان فارسی است پدر و مادر ها نمی فهمند که محتوی آن چیست. همنیش مانده است که با دیدن الفبای عربی هم پس بیفتند و خیالات تروریستی به کله اشان بزند!
وگرنه لواشک های کانادایی هم چند وقتی است سر و کله اشان پیدا شده است اما اصلا خوشمزگی لواشک های ایرانی را ندارند.

Wednesday, April 6th, 2005

خود بهار است! یک سینی کاهو سکنجبین کم دارد!