به سراغ زنان می روی؟
Monday, June 30th, 2008به نظر شما “پیاز سبز” چطور پیازی است؟ آیا مترجم green onion را که همان پیازچه خودمان باشد اینطور ترجمه کرده است؟
آن وقت سوال بعدی این است که حالا که دیگر مترجم در وبلاگ خودش ترجمه اش را منتشر می کند و سانسور هم نمی شود آیا باز هم باید بگوید “سینه ها” یا “پستان ها” ؟
استفراغ را می زنند یا می کنند؟
باسن آیا کلمه مودبانه کون و کپل است ( به زبر کاف و پ )؟
و آیا در متنی که راوی با زنها ” می خوابد” متناسب است که همان مرد از باسن زن حرف بزند؟ به جای آنکه از کپلش بگوید؟
و آن وقت به نظر شما چرا یک مترجم باید تصمیم بگیرد پینت ویسکی را همان جور دست نزده بگذارد و به پیاله ویسکی یا لیوان ویسکی یا لیوان ویسکی خوری ترجمه اش نکند؟ آیا نمی داند پینت چیست ؟ یا می ترسد مبادا ترجمه کردن آن آداب عرق خوری را بر هم بریزد ؟
سوال اصلی این است. مترجمی که نام سبزی و تره بار خوراک روزمره اش را نمی داند و حتی در چاردیواری اختیاری وبلاگ خود از بردن نام اندام زنان ابا دارد وگویا با عرق خوری هم میانه ای ندارد ( این یکی البته اشکالی ندارد ولی دست کم می شود با دوستان عرق خور درباره آداب عق زدن و انواع و اقسام پیاله ها مشورت کرد) آیا اخلاقا - حالا اخلاقا هم نه بگو مرامی - صلاحیت آن را دارد که به سراغ “زنان ” برود؟
